مرتضى راوندى

509

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بيت العدل را مقدمهء مداخلهء مردم در امور سياسى مىپنداشته‌اند ، و به همين علت عملا در راه تشكيل بيت العدل قدمى برنداشتند و به پيروان خود گفتند كه در سياست مداخله نكنند و به مظالم و ستمگريهاى حكام و سلاطين به ديدهء عفو و اغماض بنگرند . در كتاب « اقدس » صفحهء 27 چنين آمده است : ليس لاحد ان يعترض على الّذين يحكمون على العباد دعوالهم ما عندهم ، احدى حق ندارد كه بر سلاطين و فرمانروايان عصر خود اعتراض كند . . . در گنجينهء احكام ، از قول عبد البهاء در صفحه 264 چنين نوشته شده است : « بر احبّاى الهى اطاعت اوامر و احكام اعليحضرت پادشاهى لازم است ، آنچه امر فرمايد اطاعت كنند و همچنين كمال تمكين و انقياد به جميع اولياى امور داشته باشند . » مطالعه در نهضت باب و بهاء و جانشينان آنها به خوبى نشان مىدهد كه اين مذهب پس از كشته شدن باب و همفكران مبارز او ، به تدريج جنبه‌هاى انقلابى و اعتقادى خود را از دست مىدهد و در نتيجهء سازشكارى سران نهضت با حكام و زورمندان عصر ، اندك‌اندك دين جديد به صورت آلت اجراى مقاصد سياستمداران خارجى و زورمندان و مرتجعين داخلى درمىآيد . . . انتقادات كسروى احمد كسروى در كتاب بهائىگرى بعضى از تعاليم بىمعنى و نامعقول باب و بهاء را مورد انتقاد شديد قرار داده و از قول بهاء مىنويسد : « هركس يك‌بار اين لوح را بخواند خدا به او مزد صد شهيد خواهد داد . » كسروى مىپرسد « چرا ؟ مگر خواندن يك لوح چه سختى دارد . . . كه چنين مزد بسيار بزرگى به خوانندهء آن داده شود ، آيا چنين سخنى . . . نشان هوسبازى و بىخردى نيست ؟ دوم چنين سخنى از يك بنيادگذار دين ، ريشهء دين كندن است ، چه در جائى كه مردم بتوانند با خواندن لوحى ، مزد صد شهيد گيرند . . . چه نياز دارند كه به كارهاى نيك ديگر پردازند ، چه نياز دارند كه از بديها و گناهها بپرهيزند . . . اين سخن از بهاء ، ماننده آن است كه كسى كارخانه‌اى برپاگرداند و به كارگران مزدهايى در برابر كارشان بپردازد ولى يك روز هم هوس بر سرش زده يك رباعى بسازد و به شاگردان آگهى دهد كه هركس اين رباعى مرا ، از بر جلوى من بخواند مزد صد كارگر به او خواهم داد ، پيداست اين آگهى در كارخانه او را خواهد بست زيرا كارگران به جاى آنكه 8 ساعت با سختى بكوشند و مزد يك كارگر بگيرند ، نزد كارخانه‌دار رفته رباعى او را خوانده مزد صد كارگر گرفته و پى خوشيهاى خود خواهند رفت - مىدانم خواهند گفت ، مانند اين سخن در كيشهاى ديگر